ملت متمدن!

خرید بک لینک

ملت متمدن!

این نوشته در واکنش به برخورد تعصب امیز دستگاه امنیتی ایران نسبت به مهاجران افغانستانی نگارش یافته است. جهت مقدمه باید گفت که امروزه مفاهیم جهانی سازی ، جهانی شدن و یا هم جهانشهرگرایی برای کمتر کسی مستور مانده است. بدون شک اگر دیروز دولت ها با گماردن یک عسگر میتوانست صدای مردم را بلوکه و جنایت خود را از دیده ها مخفی نگهدارد امروزه به برکت تکنولوژی و گستردگی ارتباطات ، ادامه دادن فضای سانسور کار ناممکن به نظر میرسد.
شهروندان ایرانی در اولین برخورد با یک افغانستانی خواهد گفت که بله ما دارای یک حوزه تمدنی مشترک و همسان میباشیم و زمانی شما بخشی از ما بوده اید. نکته دوم اینکه با هیجان میپرسد که چطور یک افغان میتواند خوب فارسی حرف بزند. بیخبر از انکه مهد تمدن مشترک که آنها از آن دم میزند بلخ، غزنی و غورات بوده و نوزاد ادب و مدنیت در گهواره خراسان قدیم (افغانستان فعلی) رشد و نمو یافته است.
اگر از تمدن مشترک حرف میزنیم، بدون شک انوشیروان عادل و عدل او در تاریخ ما نیز امده است، اشعار شیرین سعدی را نیز از دوران کودکی در گوش ما خوانده اند، قران ما یکیست و فرموده های پیامبر ما نیز به یک نقل با ما انتقال یافته است. عدالت انوشیروان، شعر زیبای سعدی در ستایش مهرورزی و نکوهش کینه توزی و توصیه قران به همیاری همکیش خود را امروز باید روی کاغذ یافت تا در عمل.
کم لطفی خواهد بود تا حضور چهار دهه ی افغانها را در ایران کتمان کنیم و پناه دادن انها را نادیده بگیریم. اما جگر سوز است اگر بگوییم در طول چهل سال شهروند افغان نتوانست دید ایرانی ها را به خود تغییر دهد. بماند اینکه نتوانست و یا هم ایرانی ها نخواست تا این دید تغییر کند حال انکه در خیلی از کشور ها این دید با برجستگی ها و توانمندی های که مهاجران از خود نشان میدهد مثبت شده و جامعه نسبت به انها مهربانتر میشود. همانطوریکه ادوارد سعید در نقد تئوری پسا استعمار گرایی و شرق شناسی غرب محور خودش میگوید که اسلام و مسلمان پشت کتابها، نوشته ها و رسانه های مخالف و معلوم الحال پنهان شده بدون شک افغان ها نیز پشت قصه های پدر کلان و داستان جنگ شندیگی ایرانی ها پنهان شده و با تاسف که این نوع دید تا هنوز ادامه یافته است.
مشکلات در هر جامعه ی هست و ممکن ادم ازاری و یا جرمی توسط یک فردی از جامعه مادر که مهاجر در ان زندگی می کند رخ دهد که تعمیم دادن ان به کل جامعه ، کاری بی مهری گونه خواهد بود اما چنانچه اعمال تعصب آمیز به صورت سیستماتیک و با پشتوانه دولت و سازمان های حکومتی انجام شود بدون تردید اسم ان را باید عمل فاشیستی خواند و لا غیر. برخورد داعشی با مهاجران در شیراز،عدم پیوند گرده به شهروندان افغان و عدم خونگیری از اتباع افغانستانی را میتوان از مصداق های اعمال سیستماتیک خواند که تاثیرات بسیار مخربی را میان شهروندان دو کشور خواهد گذاشت.
ایران میتوانست با استفاده از فرهنگ و تمدن مشترک ، قدرت نرم ایجاد کند و با توجه به دیپلماسی فرهنگی و بدون باج دهی به هیچ حزب و گروهی ، کارهای سیاسی خارالعاده در درون افغانستان انجام دهد، کاری که هندی ها انجام داده و راه صد ساله ایرانی ها را یک شبه پیموده است. اما با تاسف افغانهای برگشته از ایران نه تنها دلی خوشی از ان کشور ندارند بلکه خاطرات پر از تنفر و نفرت را با خود می اورند. لازم است مسئولین ایرانی به این مسئله پی برده و راه غلط گذشتگان شان را ادامه ندهند. به قولی دیده ها را باید بشویند و جوری دیگر باید ببینند.
صفحه رسمی شریف حضوری ...

ما را در سایت صفحه رسمی شریف حضوری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 79 تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 12:45

صفحه بندی