استقرار داعش در افغانستان را جدی بگیرید
در مورد ظهور و گسترش داعش (دولت اسلامی عراق و شام) دو دیدگاه کاملا متضاد را میتوان دید. دیدگاه اول، داعش را با عینک اسلام سیاسی به بررسی می گیرد که گویا عده از مسلمانان خواسته است تا حکومت اسلامی برپا نماید و نوستالژی که از عصر خلافت اسلامی دارد را دوباره تجربه نماید. بنا بر این باور، جنگجویان داعش تلاش دارند تا با تصرفات بیشتر، مرز های کشیده شده ملی را به چالش بکشند و با اعاده خلافت اسلامی، مفهوم امت اسلامی را نیز به واقعیت تبدیل نمایند. به همین دلیل، شورشگری و بغاوت انها تنها به سرزمین های اسلامی خلاصه نمیشود بلکه تصرف سرزمین کفار (دارالحرب) را نیز در اذهان و اندیشه های خود می پروراند. دیدگاه دوم، داعش را از منظر تئوری توطئه (conspiracy theory) می بیند و نیز به تحلیل ان میپردازد. این نوع تئوری بیشتر زاییده حدث و گمان و یا در بعضی مواقع برگرفته از شایعه و یا هم مستند به سند های تایید ناشده است. همین امر موجب شده است که اتکا به تئوری توطئه و مشاهده قضایا و تجزیه پدیده ها با آن چالش برانگیز بوده تا جاییکه برایند تحقیق و بررسی را با شک و شبهه مواجه میسازد . داعش در نگاه دوم تولید غرب و و شرکای غربی شان میباشد تا از این راه توانسته باشد، اسلام را بدنام و دشمنی دیرینه خود را در عمل ثابت سازد. طرفداران نگاه دوم تلاش دارد تا با استناد به قران و حدیث مبنی بر عدم ذکر و تشویق ادم کشی و قتل و غارت در اسلام و با صلح جو و مهربان خواندن این دین ، راه داعش و اسلام را از هم جدا کنند . داعش را با هر زاویه ی که به تحلیل بپردازیم اینک به واقعیتی از وقایع سیاسی در جهان تبدیل شده و توانسته مرزهای دولت-ملت را در هم نوردد و قلمرو وسیعی را در اختیار خویش قرار دهد.
به طور معمول افکار رادیکالی زمانی در یک جامعه رشد و شکوفا میشود که اقلیت و یا قسمتی از جامعه رویگردان از دولت و نظام حاکم باشد. ممکن این رویگردانی عوامل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی داشته باشد و یا هم گسست های اجتماعی زمینه بارور شدن این افکار را در افراد تقویت نماید. اگر زمینه های رشد و گسترش داعش را در سه منطقه اسیای جنوبی، خاورمیانه و اسیای مرکزی بررسی نماییم، دیده میشود که این سه منطقه ظرفیت بارور نمودن و رشد دادن این پدیده را از خود دارا میباشد.
در مرحله نخست باید گفت: منطقه اسیای جنوبی که هشت کشور را در خود جای داده، از فقر مفرط رنج میبرد، بیشترین جمعیت مسلمان در اینجا زندگی میکند و مدارس و سازمان های رادیکال نیز در این منطقه و در دو کشور افغانستان و پاکستان فعال و در حال یارگیریست. از میان کشور های این منطقه افغانستان اکنون در یک درگیری داخلی گرفتار هست و قسمتی از سرزمین اش، تحت کنترل مخالفین مسلح می باشد و داعش نیز در بعضی از مناطق کشور شروع به لانه سازی نموده است. در امتداد اهمیت موضوع، اشرف غنی رییس جمهور افغانستان در نشست های مختلف جهانی از جمله نشست اولفا که در روسیه برگزار شد از گسترش داعش در قلمرو افغانستان و تهدید کشور های همسایه خبر داد و از شرکای منطقه ای نیز خواست تا با همکاری همدیگر، مبارزه جدی را برای مقابله با چنین پدیده ی اغاز نمایند. کشور های دیگر این منطقه از جمله پاکستان، مهد سازمان های افراطی و افراطی پروری بوده و اخیرا بنگلادش و هند نیز با مشکلات اینچنینی دست و پنجه نرم می نمایند.
خاورمیانه نیز بدلیل اهمیت ژئوپولیتیک، ژئواستراتژیک و ژئو اکونومیک همیشه مورد توجه قدرت های بزرگ بوده است. در طول تاریخ نیر همواره تلاش شده است تا با حفظ امنیت این منطقه، امنیت انرژی جهان تضمین گردد و روی همین اهمیت ، تند باد بهار عربی نیز نتوانست پایه رژیم های اقتدارگرای خلیج را دچار لرزش کند. اما یک امر مهم را نباید نادیده گرفت که همین کمک و معاونت غربی ها با سران حکومت های منطقه جهت سرکوب حرکت های دموکراتیک مردم موجب شده است که امروزه همان خواست های دموکراتیک به بدترین شکل خود که همانا افراط گرایی و خشونت باشد جلوه گری کنند وحتی خود را با جامه داعش عرضه نماید . بدون شک جنبش های افراطی نوظهور همانند حرکت های قدیم به دنبال اصلاح نظام های سیاسی نیست بلکه نابودی رژیم، از بین بردن نظام دولت- ملت ها و بوجود اوردن دولت های شرع محور در منطقه را محور حرکت خود قرار داده است.
در مورد آسیای مرکزی تاتیانا درونزیا، پژوهشگر مسایل اسلامی و قومیت در دانشگاه صوفیا ضمن خطرناک خواندن پدیده داعش، تحقیقی را، روی علل پیوستن شهروندان این منطقه، به داعش انجام داده است که میرساند: انان به دلایل فقر چنین عملی را مرتکب نشده است بلکه عقیده اسلامی و در عین حال ایمان بدون اگاهی انان موجب شده تا انها به صفوف داعش ملحق شوند. واسلی کاشین از مرکز استراتژی و تکنولوژی مسکو که وابسته به وزارت دفاع روسیه است معتقد است که داعش خطر بسیار بزرگی برای اسیای مرکزی می باشد. در همین حال اقای پوتین رییس جمهور روسیه، در نطق های خود از خطر گسترش سازمان های افراطی و تروریستی از جمله داعش، از افغانستان به کشور های همسایه شان یاد نموده است.
اینک بعد از نیم دهه نفس های دولت اسلامی عراق و شام به شماره افتاده است. از یکطرف ائتلاف سوریه، ایران و روسیه پایگاه های انان را در سوریه آماج حمله قرار میدهند و از طرف دیگر عراق و همپیمانان داخلی و خارجی انها، موصل، آن خواستگاه خلافت اسلامی و مقر ابوبکر بغدادی را در حال بازپس گیری میباشند. برایند از هم پاشی این گروه پراکندگی انها به سایر مکانهاست و یا هم جستجوی سرزمین دیگر برای اعمار دولت شکست خورده خویش. سرزمین های با حاکمیت ضعیف ملی، اختلاف های داخلی و وجود منازعات مسلحانه، بی تردید قلمرو های خواهند بود که لشکر شکست خورده داعش تسکین درد خود را در انجا جستجو خواهد کرد. سابقه پناه گزین شدن بن لادن بعد از اخراج او از سودان به افغانستان ، حضور سرسام اور جنگجویان چچنی در روستا ها و کوهپایه های این کشور، عدم توانایی حکومت مرکزی در اعاده حاکمیت ملی و حضور پر قدرت مخالفان مسلح در نقاط روستایی، این امکان را خواهد داد تا جنگجویان فراری داعش راه خود را به سوی افغانستان کج نمایند. صحبت های مقامات نظامی و ملکی کشور مبنی بر عدم بی توجهی دولت و تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه داعش نیز گواه بر این است که خطر سرایت این ویروس به افغانستان جدیست و جهت جلوگیری از آن، راه حل های جدی را نیز باید جستجوی نمود.
به کار گیری سیاست تک گرایی جهت مبارزه با گروهی که اعاده شریعت، از بین بردن دولت-ملت ها، احیای امت اسلامی، اقتدار گرایی مطلق ، سلطه گری و استبداد، عدم تحمل و انتقاد پذیری و مخالفت با غیر همکیش و کشتن انها را در کارنامه خود دارد راه معقولی به نظر نمیرسد. حملات نمایشی ارتش پاکستان، درگیری و جنگ های سنگر به سنگر ارتش افغانستان و سیاست های گاه متفاوت روسیه و آمریکا در نابودی داعش، راهی به جایی نخواهد برد. باید گفت خاور میانه امن و خالی از داعش زمانی میسر خواهد بود تا دو قدرت و دو دشمن قسم خورده منطقه ای مانند ایران و عربستان از رقابت و تسلیح مخالفین یکدیگر دست بردارند. رویای آسیای جنوبی امن زمانی به تحقق خواهد پیوست که کشورهای این حوزه مانند پاکستان، استفاده ابزاری از تروریسم و افراط گرایی را متوقف نمایند. ضمانت دیوار بلند امنیتی جهت مقابله با داعش و افراط گرایی در آسیای مرکزی زمانی ممکن خواهد بود که کشور ها با یاری همدیگر دست افغانستان و نیروهای امنیتی آن را به گرمی بفشارند. در اخیر بر دولت افغانستان و شرکای قدرت واجب است تا با استراتژی واحد و حفظ اتحاد درونی، صف های نیروهای امنیتی را مستحکم نمایند و با امنیتی نمودن پدیده داعش راه را برای چانه زنی با شرکای سیاسی خویش در سطح منطقه و جهان جهت جلب حمایت های دوامدار از نیروهای دفاعی کشور هموار سازند.
چاپ شده در روزنامه اطلاعات روز به تاریخ 18 عقرب 1395
http://www.etilaatroz.com/42934
صفحه رسمی شریف حضوری ...
ما را در سایت صفحه رسمی شریف حضوری دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 82
تاريخ: جمعه
21 آبان
1395 ساعت: 1:37