امنیت و تروریسم: گفتمان غالب بر نشست قلب آسیا

خرید بک لینک

امنیت و تروریسم: گفتمان غالب بر نشست قلب آسیا

ششمین نشست وزرای خارجه کشور های عضو قلب آسیا (پروسه استانبول) قرار هست در هفته اول ماه نوامبر در شهر امریتسر هندوستان برگزار گردد. ریاست این نشست را آقایان محمد اشرف غنی و نرندرا مودی به صورت مشترک بر عهده خواهد داشت و موضوع "مواصلات و دسترسی بیشتر افغانستان به بازارهای منطقه ی" محور این نشست را تشکیل خواهد داد. پروسه استانبول در سال 2011 با پیشقدمی ترکها در شهر استانبول با شرکت 14 کشور بنیان گذاشته شد و هدف ان ایجاد همگرایی منطقه ی میان کشور های شرکت کننده برای کمک به افغانستان و بهبود صلح و ثبات در این کشور و سراسر منطقه تعیین شد.

مشاوره سیاسی میان کشورهای همسایه افغانستان، تلاش برای عملی نمودن راهکارهای تصویب شده اولین نشست و جهت بخشی و هماهنگی میان تمام فعالیت ها و برنامه های افغانستان محور کشور های دوست و سازمان های بین المللی از دیگر اهداف این پروسه را تشکیل می دهد. نشست های استانبول، کابل، آلماتا، پکن و اسلام آباد راهیست که تا اکنون این پروسه پیموده است. چهارده کشور در آن عضو هستند و بیشتر از بیست کشور مهم مانند ایالات متحده آمریکا، بریتانیا، کانادا و جاپان و نیز سازمان های عمده بین المللی مانند ناتو، سازمان ملل متحد، سازمان اکو، پیمان شانگهای و سازمان کنفرانس اسلامی حامی آن میباشد. بحران سیاسی و عدم هماهنگی میان رهبران حکومت وحدت ملی در سطح ملی، ادامه یافتن رقابت سیاسی-امنیتی میان هند و پاکستان در سطح منطقه ی و عدم اجماع عمومی میان قدرت های بزرگ جهان در سطح بین المللی نقطه های عطفی خواهد بود که این مقاله به آن خواهد پرداخت و تاثیر آن را بر نشست قلب آسیا به بررسی خواهد گرفت.

پروسه استانبول (قلب آسیا) با وجود دارا بودن نقطه قوت ها، با چالش های ساختاری نیز مواجه میباشد. نبود یک دبیرخانه دایمی، نداشتن نقشه راه مشخص، مواجه بودن با بحران مالی و منابع، نبود استراتژی مشخص برای ارتباطات میان اعضا و نبود یک سیستم واحد برای نظارت از امور و ارزیابی پیشرفت ها و نتایج را میشود از نقطه ضعف های ساختاری این نهاد دانست. در کنار مشکلات ساختاری، عوامل جانبی دیگر نیز باعث شده است تا این نهاد نتواند مطابق ایده آل خویش به پیش برود و نتایج ملموس و در خور توجه را از خود به یادگار داشته باشد. در نشست امریتسر، سایه چالش های جانبی به مراتب سنگین تر از نشست های پیشین خواهد بود و انتظار میرود گفتمان امنیت و تروریسم، موضوع محوری این نشست که همانا مواصلات و دسترسی افغانستان به بازار های منطقه است را تحت الشعاع قرار دهد.

یکی از چالش ها فرا روی نشست امریتسر بحران سیاست داخلی افغانستان و چند دستگی رهبران شریک قدرت در کشور میباشد. گلایه چندی قبل داکتر عبدالله مبنی بر انحصار قدرت در دستان ریاست جمهوری و گفته های اخیر آقای دوستم در مورد تعصبات قومی، زنگ خطر را برای شرکای سیاسی فرامرزی افغانستان به صدا در آورد. همزمان با عدم مشروعیت پارلمان و نبود صلاحیت در امر قانون سازی، بحران انتخابات و سردرگمی کلی در اصلاحات انتخاباتی و نظام سیاسی نیز کشور های دوست افغانستان را دچار تردید نموده است. شکی نیست که ادامه یافتن بحران تقسیم قدرت در گماردن مقامات اداری و نظامی، شکست روحیه نظامیان و نیز پایین آمدن مورال عمومی را به همراه داشته است و زمینه را برای حضور پرقدرت مخالفان در میدان های نبرد و گاه بزنگاه های سیاسی فراهم نموده است.

همچنان مشکلات امنیتی روز افزون نه تنها زندگی روزمره مردم را با چالش مواجه نموده است بلکه تاثیر عمیقی بر پروژه های کلان اقتصادی در سطح ملی و منطقه ی گذاشته است. پروژه مس عینک لوگر، پروژه آهن آجگک بامیان، پروژه های بند سازی و زیربناهای حمل و نقل و نیز پروژه کاسا یکهزار و پروژه تاپی، همه منوط به امنیت پایدار در افغانستان میباشد. لازم به یاد اوریست که علارغم برندگی چینی ها در مزایده مس عینک و هندی ها در مزایده آهن آجگک، کار استخراج آن هنوز آغاز نگردیده و این نشان میدهد که ممکن در صورت ادامه یافتن وضعیت شکننده کشور، پروژه های دیگر نیز به چنین سرنوشتی گرفتار شود. تردیدی نیست که شکنندگی اوضاع در درون و چند دستگی در نظام حاکم، برایند منفی خود را در چانه زنی سیاسی مقامات افغانی با دیگران نشان خواهد داد و از کیفیت دیپلماسی فعال خواهد کاست. وقت ها در درون نه برای عملی نمودن وعده های داده شده در نشست های قبلی و آمادگی کامل برای نشست بعدی بلکه در مجادلات بی مورد و رقابت های ناسالم حزبی و سمتی میان رهبران تصمیم گیر به اتلاف خواهد گذشت.

چالش دیگری که سایه ان بر نشست قلب آسیا سنگینی خواهد کرد رقابت های دو قدرت اتمی منطقه ی هند و پاکستان خواهد بود. همسایه های که تا به حال چهار بار با تقابل نظامی و جنگ تمام عیار بر روی هم ایستاده است و با دارا بودن مشکلات مرزی شاهد درگیری مسلحانه روزمرگی میان مرزبانان خود میباشد. دو کشوری که بی تردید از مهترین و تاثیرگذارترین همسایه های افغانستان می باشد و بازخورد سیاست های منفی و مثبت انها به صورت آنی در افغانستان حس خواهد شد. خواه این سیاست ها خود را در کمکهای اقتصادی هند در پروژه های زیربنایی به نمایش بگذارد و خواه خود را در اضافه شدن یک مدرسه در پاکستان برای تربیت مسلمانان رادیکال بروز دهد.

ابتدا به نظر می رسید بعد از عدم شرکت هندی ها در اجلاس سارک در اسلام آباد، پاکستانی ها به تلافی ان در نشست امریتسر شرکت نکند اما آقای سرتاج عزیز و بعدا سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، شرکت این کشور را در این نشست تایید کرده و بر اما و اگر ها پایان داده است. نکته قابل توجه اینجاست که آقای عزیز ضمن با اهمیت خواندن قضیه کشمیر و نه افغانستان درخواست شرکت را قبول نموده اما واضح نساخته است که حضور هیات پاکستانی در کدام سطح خواهد بود. بدون تردید پاکستانی برای بیرون آمدن از انزوای سیاسی و دور نمودن اتهامات از خود مبنی بر دخیل بودن در بحران افغانستان در این نشست شرکت خواهد کرد.

به نظر میرسد هند همانند نشست های بریکس و بیمستک که در ماه اکتوبر در این کشور برگزار شد، از این نشست نیز بهره برداری سیاسی و دیپلماتیک نماید تا با قربانی تروریسم خواندن خویش، مجرم بودن پاکستان و دست داشتن آن را در نا امنی ها ثابت نماید. از جانب دیگر پاکستانی ها با استفاده ازین فرصت، هند را به اعمال تخریب گرایانه متهم خواهد کرد و تلاش خواهد نمود تا با برجسته نمودن نارامی های کشمیر تحت قلمرو هند، مباحث حقوق بشری را پیش بکشد. برایند این نوع مباحث و رقابت ها، جنگ نیابتی و خونین در میدان افغانستان خواهد بود که از شهروندان این کشور قربانی خواهد گرفت. نتیجه ان به فراموشی سپرده شدن توافقات همکاری حمل و نقل میان افغانستان-پاکستان و هند خواهد بود که دهاقین افغان رنج اش را خواهد کشید. بازخورد رقابت این دو رقیب، شکست خوردن پروژه های عام المنفعه ملی کاسا یکهزار و تاپی خواهد بود که توسعه و شکوفایی افغانستان را هدف قرار خواهد داد.

چالش سوم و اخیر را رقابت های جهانی میان قدرت های بزرگ دنیا میشود مطرح کرد. این چالش را میتوان از لابلای گفته های صاحب نظرانی استخراج کرد که معتقد به افول قدرت آمریکاست و از ظهور قدرت های نوینی در عرصه جهانی خبر می دهد. آنان باورمند است که عرصه یکه تازی آمریکا رو به پایان است و تاریخ انقضای نظام جهانی ساخت آمریکا نیز رو به ختمیست. کشور های نظیر روسیه، چین و شاید هم هند و برزیل تلاش خواهد ورزید تا روند این افول را تسریع بخشند و این امر در عدم همراهی با آن کشور در اداره جهان امکان پذیر خواهد بود. بر بنیاد این دید پر واضح است که کشور های نو ظهور عرصه را بر آمریکا و هم پیمانان آمریکا تنگتر خواهد کرد و راه را برای اثربخشی بیشتر خویش بر آن قلمرو ها هموار خواهد کرد.

تقابل آمریکا با چین در دریای جنوبی آن کشور و کمک به کشور های جنوب شرق آسیا که چین آنان را رقیب خود میداند دلگرمی برای چینی ها نخواهد گذاشت تا آمریکایی ها را در پایدار نمودن صلح در افغانستان کمک نماید. عدم جدی بودن چینی ها در اعمال فشار بر پاکستانی ها جهت همکاری با افغانستان در قضیه صلح، بی تاثیر بودن دیپلماسی چینی جهت کشاندن طالبان پای میز مذاکره و عدم شروع کارهای بزرگ زیربنایی و سود آور مانند مس عینک را میتوان از مصادیق عدم تمایل چین در تعامل با امریکا و دوستان امریکا (افغانستان) دانست. روسیه با سرشاخ نمودن خود با غرب و ایالات متحده آمریکا بعد از الحاق کریمه به خاک خود، خویش را در تقابل آشکار با آمریکا قرار داده است که خیلی ها از آن به جنگ سرد دوم یاد می نمایند. برایند این تقابل، وضع تحریم اقتصادی بیشتر غرب نسبت به روسیه و جنگ های نیابتی آنان در خاورمیانه با محور سوریه میباشد. بدون شک کشوری مانند روسیه هم خیلی علاقمند نیست تا نظام بنیاد شده آمریکایی و غربیها در کشوری مانند افغانستان موفق از آب درآید و الگویی برای کشور های دیگر گردد. در اخیر به صورت کوتاه می شود گفت مشکلات سیاسی- امنیتی افغانستان، رقابت هند و پاکستان و نیز تقابل میان قدرت های بزرگ در سطح جهانی تاثیر عمیق خود را بر نشست قلب آسیا خواهد گذاشت و نیز با مطالب که گفته آمد، امیدواری زیادی از این نشست به نظر نمی آید.

چاپ شده در روزنامه اطلاعات روز به تاریخ 10 عقرب 1395

http://www.etilaatroz.com/42713

صفحه رسمی شریف حضوری ...

ما را در سایت صفحه رسمی شریف حضوری دنبال می‌کنید

برچسب: امنیت و تروریسم بین المللی,شورای امنیت و تروریسم, نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 1:57

صفحه بندی