ابر جنگ و آینده تاریک جنوب آسیا

خرید بک لینک

ابر جنگ و آینده تاریک جنوب آسیا

بعد از حمله یوری در کشمیر تحت کنترل هند و کشته شدن تعداد 18 نفر از عساگر اردوی این کشور، تنش ها یکبار دیگر در شبه قاره هند بالا گرفته است. به دلیل هسته ی بودن دو دولت پاکستان و هند، قدرت های منطقه و جهان نظیر ایالات متحده ، چین و روسیه نیز درگیر قضیه شده و از پیامد های این نوع منازعه نگران است. البته باید گفت این اولین دست از اتفاقاتی نیست که میان دو کشور به وقوع پیوسته است در حالیکه بر اساس "تئوری دو ملت" محمد علی جناح و از شروع شکل گیری پاکستان، منازعه های مسلحانه زیادی میان دو طرف صورت گرفته است. جنگ 1948 بر سر کشمیر، 1965 در امتداد خط کنترل، 1971 بر سر بنگلادش و جنگ 1999 کارگیل را میتوان نمونه های از نزاع مسلحانه میان این دو قدرت اتمی در جنوب اسیا نام برد. حال باید دید چرا حمله یوری از همه مهمتر به نظر می آید و توجه رسانه ها را زیاد تر به خود جلب نموده است؟ پیامد تقابل میان دو کشور بر اینده همکاری های منطقه ای در جنوب آسیا چیست؟ آسیب پذیری و خیر افغانستان در کجاست و بهترین گزینه به صلاح دو کشور و منطقه جنوب آسیا چه خواهد بود؟

شمه از تنش ها بعد از اتمی شدن دو کشور

هند و پاکستان با تفاوت یک ماه در سال 1998 آزمایش های هسته ی خود را انجام داد و به جمع دارنده های سلاح هسته ی پیوست. در اعلام دکترین هسته ی دو کشور آمده است که هند اولین کشوری نخواهد بود تا از سلاح هسته ی استفاده نماید بلکه حق دفاع بعد از دریافت اولین ضربه اتمی را برای خود نگاه خواهد داشت. پاکستان در اعلام غیرمنتظره دکترین هسته خود، اعلام داشت در صورتیکه تمامیت ارضی کشور در معرض خطر قرار گیرد، ابایی نخواهد داشت تا اولین کشوری باشد که از بمب اتم استفاده نماید.

با توجه با خصومت و نزاع ها بعد از هسته ی شدن این دو کشور ، میشود تا حدی با دیدگاه کنیت والتز موافق بود که گفته بود " گسترش سلاح های هسته ی جهان امنی را به ارمغان خواهد اورد". دیده میشود که بعد از 1998، کشمکش های دو کشور تا جای پیش نرفته است که به رویاروی تمام عیار بینجامد و مهمترین عامل ان را بازدارندگی بمب اتم میتوان ذکر کرد.

جنگ (نزاع مسلحانه) کارگیل 1999 اولین حادثه بود که آگاهان و ساسیون دو کشور و جهان را شوکه کرد. باور و ترس بر این بود که دو کشور هند و پاکستان به طور حتم از سلاح های هسته ی استفاده خواهد نمود اما چنین نشد و خیلی زود آقای پرویز مشرف و اتال بیهار واجپایی دامنه جنگ را برچید و مراودات سیاسی و اقتصادی را از سر گرفت.

حمله به پارلمان هند در 13 دیسامبر 2001 انهم در پایتخت سیاسی هند یکبار دیگر حاکمان و شهروندان هند را آشوب زده کرد و باعث شد این کشور عملیات پراکرام را راه اندازی نماید. در این عملیات هند با بسیج 500000 نیروی ارتش و استقرار ادوات جنگی پبشرفته و سنگین در امتداد خط کنترل با پاکستان، نشان داد که کاسه صبر شان به سر رسیده است. حفظ آرایش نیروها در امتداد خطوط مرزی تا یکسال ادامه یافت و به تعداد 800 سرباز هندی به دلیل حادثه های مختلف، در حین امادگی ها کشته شد و نیز هند 1.2 ملیارد دالر را صرف هزینه این عملیات کرد اما جنگی میان دو کشور در نگرفت.

پاکستان یکبار دیگر با حمله به مومبای در سال 2008 توسط تروریست های لشکر طیبه صبر هندی ها را محک زد اما اینبار نیز هندی ها تا جای که منجر به درگیری مسلحانه میان دو کشور شود به پیش نرفت و صرف به بین المللی کردن قضیه و منزوی کردن پاکستان از بعد دیپلماتیک بسنده کرد. بعد از این حوادث، اتفاقات دیگری نظیر حمله به فرماندهی ارتش در شهر پتانکوت و نیز درگیری های مرزی در مقیاس کوچکتری هر ازگاهی صورت گرفته است اما بدلیل ناارام بودن کشمیر، نیز انتظارات بیش از حد از حکومت راستگرای هندوییست آقای نرندرا مودی و نیز دخیل بودن پاکستان در نا ارامی های کشمیر، اینبار حادثه یوری از اهمیت بی سابقه ی برخوردار گردیده است.

پاد زهر هندی ها در رویارویی با پاکستان

هندی ها شاید به این باور رسیده باشد که دوست بد را میشود عوض کرد اما راه تعامل با همسایه دیوار به دیوار صرف مدارا و گذشت است زیرا تعویض و تبدیل نمودن آن گذشتن از هفت خان رستم خواهد بود. اتاق فکر حزب بی جی پی راستگرا به نخست وزیری نارندرا مودی، راه حل های بسیاری را جستجو نمودند و بسا برای آزمایش بعضی از این راه ها تا حدی پیش رفتند. حمله به پاکستان انهم در عمق خاک کشمیر تحت کنترل پاکستان و هدف قرار دادن لانه های تروریستان را ارتشی ها و سازمان آر اس اس (جنبش افراطی هندو گرای طرفدار بی جی پی) پیش پای نخست وزیر قرار داد.

قطع نمودن تمام مبادلات تجاری و بسته نگهداشتن نقطه مرزی آتاری- واگا در پنجاب را مشاوران اقتصادی نخست وزیر به او پیشنهاد کردند. تعامل با جامعه جهانی، استفاده از پودیوم مجمع عمومی سازمان ملل برای حامی تروریست نشان دادن دولت پاکستان، منزوی نمودن این کشور از منظر دیپلماتیک، عدم شرکت در اجلاس همکاری های منطقه ی سارک در اسلام آباد، همراه نمودن بنگلادش، بوتان و افغانستان با خود در این ماموریت، استفاده از تمام ظرفیت های دیپلماتیک و کنفرانس های بین المللی جهت مقصر نشان دادن پاکستان، از راه حل های بود که گردانندگان دیپلماسی این کشور با نخست وزیر شان در میان گذاشتند.

بازبینی در میزان تقسیم آب و به تعلیق در اوردن نشست سالانه کمیسیون تقسیم آب دریای ایندوز که متشکل از شش رودخانه میباشد و از هند سرچشمه میگیرد و به سوی پاکستان سرازیر می گردد، پیشنهاداتی دیگری بود که بر روی میز صدر اعظم هند قرار داده شد. تا جایی نگاه رئالیستیک نیز بر واکنش های هند سایه افگند و موجب شد برای تادیب بیشتر پاکستان رابطه خود را با آمریکا نزدیک تر نماید که در گذشته از این کار ابا می ورزید. همکاری های دوران بوش را سرعت بخشید و تا جاییکه در اخرین دیدار از واشنگتن، وزیر دفاع هند آقای پریکار از همکاری استخباراتی دو کشور سخن گفت و از امضای موافقت نامه همکاری تبادل تکنولوژی در سکتورهای حساس سخن به میان اورد. در جانب دیگر حساسیت های آمریکا از حضور هند در خاک افغانستان نسبت به گذشته کاهش یافت و از ان به بعد، هندی ها به مراتب خود را در عرصه افغانستان راحت تر حس مینماید. هندوستان در اقدام رئالیستی دیگری از مبارزات ازادی خواهان بلوچ در ایالت بلوچستان پاکستان یاد کرد و از نقض حقوق بشر در انجا سخن گفت. این امر تا جای پیش رفت که دولت هند احتمال قبولی درخواست پناهندگی یکی از رهبران ازادی خواه بلوچ مانند اقای براهما داق بوگتی را بعید ندانست. به هر صورت جدای از امکان جامه عمل پوشیدن راهکار های بالا، اینطور به نظر میرسد که راه حل نظامیان که همان هدف قرار دادن لانه های امن تروریستان در امتداد خط مرزی باشد به واقعیت مبدل گردیده است. ارتش هند تواسته است در یک اقدام بیسابقه پناهگاه های تروریستان را در امتداد مرز هدف قرار دهد.

پیامد آن بر همگرایی منطقه ای

جنوب آسیای متشکل از هشت کشور هند، پاکستان، افغانستان، سریلانکا، ینگلادش، بوتان، نپال و مالدیو به شدت از فقر و بیکاری رنج میبرد. تراکم جمعیت در این نقطه از جهان بسیار بالاست و بدلیل عدم اشتغال در اقتصاد ملی کشورها، بزرگترین جمعیت مهاجران کارگر را در جهان تشکیل میدهد. روند رشد اقتصاد کشور های این منطقه خیلی کند و آمار فقر بسیار بالاست. به همین جهت سازمان همکاری همنطقه ی جنوب اسیا (سارک) با پیشنهاد وزیر خارجه بنگلادش در سال 1985 بوجود آمد تا بتواند روزنه باشد که همکاری های اقتصادی را در منطقه تسریع بخشد و رفاه اقتصادی شهروندان کشور های منطقه را فراهم اورد. لازم به یاد اوریست که از همان آغاز، رقابت میان دو قدرت منطقه ی هند و پاکستان فاکتور مهمی برای کندی سرعت همگرایی منطقه به شمار می آمد.

اینک که تقریبا سه دهه از بنیاد این سازمان میگذرد به جز تشکیل دانشگاه مشترک کشورهای سارک که دانشگاه آسیای جنوبی در شهر دهلی میباشد، موفقیت های چشمگیر تر دیگری نداشته است. نشست های سالیانه ان که میرفت نزدهمین نشست خود را در اکتوبر همین سال در اسلام اباد برگزار نماید، بیشتر به تعارفات دیپلماتیک شبیه است تا همکاری سازنده و جدی.

متاسفانه با افزایش تنش و چند دسته شدن کشور ها در جنوب آسیا، فرصت همان یکجایی رهبران سیاسی زیر یک سقف را نیز از بین خواهد برد و راه را برای دخالت قدرت های فرا منطقه ی خواهد گشود. همه برنامه های سازمان سارک اگر به باد فراموشی سپرده نشود لا اقل در تسریع ان کندی ایجاد خواهد شد. که به هیچ وجه به نفع شبه قاره فقیر و دردمند نخواهد بود.

و اما افغانستان

افغانستان جنگ زده، همسایه دیوار به دیوار پاکستان و کمی دورتر همسایه هند نیز هست. در 2007 و با تشویق هندی ها و به امید سعادت به سارک پیوست تا بتواند زخم ناسور اقتصاد ورشکسته، جامعه جنگ زده و اجتماع شیرازه گسسته خود را التیام ببخشد. از منظر ژئوپولیتیکی، افغانستان با نزدیکی جغرافیایی که به این دو کشور دارد و نیز بدلیل عضویت در سارک شاید تنها کشوری از میان تمام کشور های عضو باشد که پیامد مثبت و یا منفی تنش میان این دو را به سرعت باورنکردنی حس نماید. پس لرزه هر تنشی باعث میشود که دو قدرت منطقه، زور یکدیگر را در زمین افغانستان بیازماید و حمله بر منافع همدیگر در گذشته ها را میتوان مصداق زورآمایی آنان برشمرد. باید گفت که آسیب پذیری افغانستان از رقابت میان این دو به مراتب کمتر از میزان سود و منفعتیست که در دراز مدت نصیب افغانستان میگردد.

نویسنده معتقد است که در طول سالیان دراز حضور افغانستان در سارک، این کشور از همکاری سایر کشور های عضو به جز هند، خیلی ها مستفید نگردیده است. کمک هندی ها به افغانستان نیز از دید پاکستان و در رقابت با ان کشور صورت میگیرد که صد البته تا اکنون به خیر افغانستان بوده است. شبکه انتقال برق از شمال به کابل، ساختن سرک دلارام در نیمروز، رایزنی با ایرانی ها جهت تبدیل چابهار به عنوان بدیل گوادر، ساختن بند سلما، اعمار پارلمان مدرن، اعطای سالیانه هزار بورس تحصیلی برای جوانان افغانستان را میتوان از نمونه های ذکر کرد که هیچ کشوری در منطقه چنین سخاوتی را همانند هند به خرج نداده است.

جای تردید نیست که صلح در جنوب آسیا به نفع همگرایی منطقه ی میباشد و آهنگ جنگ، ریتم همکاری را دیگرگونه خواهد ساخت اما بازی افغانستان در سطح منطقه قابل ستایش است و همگام با زمان. عدم شرکت افغانستان در اجلاس سارک در اسلام آباد به معنی دنباله روی از هند نیست بلکه حکومت آقای غنی از دیرباز، و بعد از تثبیت عدم صداقت پاکستان در مصالحه دولت با طالبان به فکر عمل مقابله به مثل بوده تا توانسته باشد به پاکستان درسی داده باشد. حال که باد انزوای دیپلماتیک پاکستان به میل افغانستان میوزد، این کشور را چه باک که فکر نماید شری خیزد که خیر ما در ان باشد.

صفحه رسمی شریف حضوری ...

ما را در سایت صفحه رسمی شریف حضوری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 56 تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 5:24

صفحه بندی